تقريبا همه دانشجوها يک نقطه مشترک دارند؛ وقتی قرار است موضوع پايان نامه ارشد يا دکتری را انتخاب کنند، يک سوال مدام در ذهنشان تکرار میشود: «از کجا بفهمم موضوع پایان نامه ام تکراری نيست؟» پشت اين سوال فقط ترس از رد شدن موضوع نيست؛ بلکه نگرانی از اين است که چند ماه يا حتی يک سال روی کاری وقت بگذاريم که در نهايت به ما بگويند «اين قبلا انجام شده، ارزش جديدی ندارد». موضوع پایان نامه اگر از ابتدا درست تشخيص داده نشود، میتواند باعث رفت و برگشتهای پياپی با استاد راهنما، تغيير چندباره پروپوزال، تأخير در فارغ التحصيلی و حتی دلزدگی از ادامه مسير تحصيلی شود.
در نگاه دانشگاه و استادان، تکراری نبودن موضوع پایان نامه فقط به اين معنا نيست که هيچ کس قبلا دقيقا همان عنوان را استفاده نکرده باشد. ممکن است عنوان شما ظاهرا جديد باشد، اما مدل پژوهش، متغيرها، جامعه آماری، روش تحقيق و حتی پرسشهای اصلی تحقيق شما کاملا روی ردپای يک پژوهش قبلی حرکت کند. در اين صورت استاد با يک نگاه متوجه میشود که نوآوری چندانی در کار شما وجود ندارد. پس اگر بخواهيم واقعبين باشيم، تشخيص تکراری نبودن موضوع پایان نامه يک کار شکلی و ظاهری نيست؛ يک کار عميقا تحليلی و علمی است که بايد با حوصله و روش درست انجام شود.
نکته مهم ديگر اين است که تکراری نبودن موضوع يک مفهوم صفر و يکی نيست. کمتر موضوعی را میتوان پيدا کرد که در هيچ گوشه دنيا حتی نزديک به آن کار نشده باشد. مسئله اصلی اين است که سهم شما در اين موضوع چيست؟ شما چه چيز تازهای به اين بدنه اضافه میکنيد؟ آيا فقط دوباره همان رابطه را در همان جامعه و با همان روش اندازه میگيريد، يا واقعا زاويه تازهای وارد میکنيد؟ اين مقاله تلاش میکند مرحله به مرحله و با ترفندها و نکاتی که معمولا در کلاسهای دانشگاهی گفته نمیشود، به اين پرسش پاسخ بدهد که چطور بفهميم موضوع پایان نامه تکراری نيست.
تفاوت «عنوان جديد» با «موضوع جديد»؛ اشتباهی که خيلیها مرتکب میشوند
يکی از دامهای رايج در انتخاب موضوع پایان نامه اين است که دانشجو فکر میکند اگر عنوان پایان نامه اش را کمی تغيير دهد، کارش جديد میشود. مثلا اگر قبلا موضوعی با عنوان «رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی» انجام شده باشد، او عنوان را میکند «بررسی اثر فشار کاری بر خستگی کاری کارکنان». در ظاهر دو عنوان متفاوت میبينيم، اما استاد راهنما بلافاصله میفهمد که متغيرها همان استرس شغلی و فرسودگی شغلی هستند که دهها بار مطالعه شدهاند.
در واقع، «موضوع پایان نامه» فقط عنوان نيست. موضوع از چند لايه تشکيل میشود: متغيرها، نوع رابطه بين متغيرها، مدل نظری، جامعه آماری، بازه زمانی، روش تحقيق، و نوع سوالاتی که میپرسيد. ممکن است عنوان شما کاملا متفاوت به نظر برسد اما اگر متغيرهای اصلی، نوع رابطه و مدل تحليلی شما عيناً تکرار شود، موضوع شما از نظر علمی جديد محسوب نمیشود. برعکس، ممکن است عنوان شما نزديک به يک پژوهش قبلی باشد، اما شما با تغيير جامعه آماری، عوض کردن مدل نظری، افزودن يک متغير ميانجی يا تعدیلگر، يا تغيير روش از کمی به کيفی، يک پژوهش تازه خلق کرده باشيد.
پس اولين نکته اين است که وقتی میپرسيد «از کجا بفهمم موضوع پایان نامه ام تکراری نيست؟» بايد نگاهتان را از سطح «عنوان» به عمق «ساختار علمی موضوع» منتقل کنيد. اگر فقط روی عنوان تمرکز کنيد، هم ممکن است موضوع تکراری انتخاب کنيد و هم ممکن است از ترس تکراری بودن، موضوعهای خوب و قابل دفاع را بیدليل رد کنيد.

با ما در تماس باشید تا در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم.
گام اول: شفاف کردن موضوع در ذهن خودتان قبل از هر جستوجو
قبل از اينکه سراغ ايرانداک، گوگل اسکالر يا هر پايگاه ديگری برويد، لازم است موضوع مدنظر خود را برای خودتان شفاف کنيد. يعنی چی؟ يعنی بايد بتوانيد در چند خط، بدون لفظ بازی و کلمات تزئينی، پاسخ بدهيد که:
- دقيقا دنبال بررسی چه چيزی هستيد؟
- چه متغيرهايی برای شما مهم هستند؟
- میخواهيد چه نوع رابطهای را بررسی کنيد (اثر، رابطه، پيشبينی، تفاوت، مقايسه، تجربه زيسته و…؟)
- جامعه هدف شما چه کسانی هستند؟
- به طور کلی میخواهيد به چه نوع سوالی پاسخ بدهيد؟
اگر در همين مرحله، تصوير شما از موضوع مبهم است و خودتان دقيقا نمیدانيد دنبال چه هستيد، هر قدر هم سرچ کنيد، نتيجه آنچنان قابل اتکا نخواهد بود. يکی از تکنيکهای مفيد اين است که قبل از جستوجو، موضوع را برای خودتان به چند نسخه بنويسيد: يک نسخه خيلی کوتاه، يک نسخه کمی توضيحیتر، و يک نسخه که در آن متغيرها، جامعه آماری و نوع روش مدنظر را ذکر کرده باشيد. اين کار کمک میکند در مراحل انتخاب موضوع پایان نامه کلمات کليدی درستتری انتخاب کنيد و بفهميد دقيقا دنبال چه ترکيبهايی از واژهها هستيد.
گام دوم: جستوجو در ايرانداک؛ اما عميقتر از آنچه معمولا انجام میشود
ايرانداک برای تشخيص تکراری بودن موضوع پایان نامه ارشد و دکتری در ايران مرجع اصلی است، اما نحوه استفاده از آن تعيين کننده است. اشتباه رايج اين است که دانشجو فقط عنوان کامل مدنظر خود را در کادر جستوجو وارد میکند و اگر نتيجهای با همان عنوان پيدا نکرد، خيال راحت میشود که موضوع جديد است. اين کار فقط يک نگاه بسيار سطحی است.
برای استفاده حرفهای از ايرانداک، بايد موضوع خود را به اجزای اصلی بشکنيد و هر جزء را با واژههای مختلف جستوجو کنيد. فرض کنيد موضوع شما «اثر فرسودگی شغلی بر ترک خدمت با نقش ميانجی رضايت شغلی در پرستاران» است. در ايرانداک نبايد فقط اين عنوان را جستوجو کنيد. بايد جداگانه «فرسودگی شغلی و ترک خدمت»، «فرسودگی شغلی و رضايت شغلی»، «رضايت شغلی و ترک خدمت»، «فرسودگی شغلی پرستاران»، «ترک خدمت پرستاران» و حتی نسخههای ديگری مثل «خستگی شغلی»، «فرسودگی حرفهای» و «قصد ترک شغل» را جستوجو کنيد.
يک ترفند نسبتا پيشرفته اين است که فقط به نتايجی که عنوان مشابه دارند اکتفا نکنيد. چکيده پایان نامه ها را بخوانيد، فرضيهها را ببينيد، متغيرهای دقيق را يادداشت کنيد. گاهی ممکن است در عنوان فقط به يک متغير اشاره شده باشد، اما در متن کار چند متغير ديگر همزمان بررسی شده باشد که دقيقا همان چيزی است که شما در ذهن داريد. برای تشخيص تکراری نبودن موضوع، گاهی لازم است دهها چکيده را سريع و هوشمندانه مرور کنيد و تشابهها را در ذهن خودتان بسنجيد.
پیشنهاد مطالعه: جدیدترین موضوعات پایاننامه ارشد شبکههای کامپیوتری
اگر در رشته شبکه های کامپیوتری به دنبال موضوعی نوآورانه و تأییدشده هستید، راهنمای تخصصی **ماهان استادی** را مطالعه کنید تا با آخرین روندهای تحقیقاتی آشنا شوید.
گام سوم: جستوجو در مقالات داخلی و علمی – پژوهشی
پایان نامه ها تنها جايی نيستند که موضوع شما ممکن است قبلا کار شده باشد. بسيار پيش میآيد که يک موضوع در قالب مقاله علمی – پژوهشی چاپ شده ولی پایان نامه مستقيمی با آن موضوع در دسترس نباشد. اگر فقط ايرانداک را چک کنيد و از مجلهها و پايگاههای مقالات غافل بمانيد، تصوير ناقصی از وضعيت پژوهش در حوزه موضوع خود به دست میآوريد.
پايگاههايی مثل نورمگز، سيويليکا، مگ ايران، و سامانه نشريات دانشگاهها معمولا حاوی دهها مقاله در حوزههای مختلف هستند. يک روش حرفهای اين است که همان کلمات کليدی که در ايرانداک استفاده کرديد را اين بار در عنوان مقالات و چکيدهها جستوجو کنيد. توجه داشته باشيد که مقالات علمی – پژوهشی معمولا روی موضوعهای نسبتا نو و دارای سهم علمی تمرکز دارند؛ بنابراين اگر نزديک به موضوع شما در مقالات داخلی کار شده باشد، بايد با دقت بيشتری موضوع خود را بازنگری کنيد.
در اين مرحله هم نگاه سطحی کافی نيست. لازم است ساختار هر پژوهش را در ذهن خود مرور کنيد: مسئله پژوهش چه بوده؟ هدف اصلی چه بوده؟ چه متغيرهايی بررسی شدهاند؟ جامعه و روش تحقيق چه بوده؟ اگر پاسخ اين پرسشها در چند پژوهش مختلف خيلی به آن چيز که در ذهن شماست نزديک باشد، احتمال تکراری بودن موضوع بالا میرود، حتی اگر هيچکدام دقيقا عنوان شما را نداشته باشند.
گام چهارم: جستوجو در منابع خارجی؛ جايی که بسياری از ایدهها از آنجا میآيند
اگر بخواهيد مطمئن شويد موضوع پایان نامه شما واقعا از نظر علمی جايی برای نوآوری دارد، لازم است فراتر از مرزهای نشر فارسی برويد و وضعيت پژوهشهای بينالمللی را هم بررسی کنيد. پايگاههايی مثل Google Scholar، PubMed (برای علوم پزشکی و روانشناسی)، PsycINFO، Scopus، Web of Science و ProQuest برای اين کار مفيد هستند. لازم نيست به همه آنها دسترسی کامل داشته باشيد، اما دست کم با گوگل اسکالر میتوانيد تا حد خوبی تصويری از وضعيت پژوهش جهانی در مورد متغيرها و مدل مدنظر خود به دست آوريد.
در جستوجوی بينالمللی هم، همان نکته تکرار میشود: فقط عنوان مهم نيست. بايد بدانيد در پژوهشهای جديد در پنج تا ده سال اخير، چه متغيرهايی در کنار هم بررسی شدهاند، چه مدلهای نظری برای آنها استفاده شده و چه شکافهايی در ادبيات تحقيق ذکر شده است. بسياری از دانشجوها به خلاصه مقالات بسنده میکنند، در حالی که بخش «بحث و پيشنهادها» در مقالات خارجی معمولا مملو از ايده برای پژوهشهای آينده است. گاهی با خواندن چند پيشنهاد برای کارهای بعدی در يک مقاله خارجی، دقيقا میفهميد موضوع شما بايد چگونه تعريف شود تا واقعا جديد باشد.

گام پنجم: ارزيابی همپوشانی؛ چند درصد کار شما روی ردپای پژوهشهای قبلی حرکت میکند؟
پس از آنکه به طور جدی در ايرانداک، مقالات داخلی و منابع خارجی جستوجو کرديد، نوبت به يک تحليل مهم میرسد: اينکه ببينيد بين موضوع شما و پژوهشهای قبلی چقدر همپوشانی وجود دارد. برای اين کار میتوانيد ذهن خود را روی چند محور متمرکز کنيد: آيا مسئله اصلی مشابه است؟ آيا متغيرهای اصلی يکی هستند؟ آيا رابطه بين متغيرها همان است؟ آيا مدل نظری مشابه است؟ آيا جامعه آماری تا حد زيادی يکسان است؟ آيا روش تحقيق فرق چندانی ندارد؟ اگر پاسخ اين سوالها در چند پژوهش پشت سر هم «بله» باشد، بايد قبول کنيد که موضوع شما تقريبا تکراری است؛ حتی اگر يک کلمه در عنوان شما متفاوت باشد.
يک راه نسبتا عميقتر اين است که خودتان را جای داور بگذاريد. اگر شما فردی بوديد که قرار بود پروپوزال اين موضوع را بخوانيد و دهتا پانزده کار مشابه هم در ذهن داشتيد، آيا واقعا حس میکرديد اين پژوهش حرف تازهای دارد؟ اگر نه، بايد در موضوع تجديد نظر کنيد. انسان بودن در اينجا مزيت است؛ چون شما میتوانيد تشخيص بدهيد که تفاوتهای سطحی واقعا ارزش علمی دارند يا نه.
پیشنهاد مطالعه: موضوعات خوب و جدید برای پایاننامه ارشد حقوق عمومی
برای دسترسی به فهرست موضوعات روز و نوآورانه در حوزه حقوق عمومی، راهنمای تخصصی **ماهان استادی** را ببینید و با اطمینان انتخاب کنید.
گام ششم: استفاده از جامعه آماری و بافت جديد برای ايجاد نوآوری واقعی
به نقل از پژوهشگران ماهان استادی يکی از راههای کمتر استفاده شده اما بسيار موثر برای جديد کردن موضوع، انتخاب جامعه آماری متفاوت است. جامعه فقط يک برچسب نيست؛ جامعه يعنی مجموعهای از افراد که در يک ساختار اجتماعی، شغلی، فرهنگی يا سازمانی خاص قرار دارند. اگر مثلا رابطه بين دو متغير روانشناختی در بين دانشجويان چند بار مطالعه شده باشد، بررسی همان رابطه در بين پرستاران، معلمان، کارکنان صنعتی، مديران يا حتی کاربران شبکههای اجتماعی میتواند به يافتههای جديدی منجر شود. به شرط آنکه بتوانيد منطقی نشان بدهيد که چرا اين جامعه جديد ويژگیهای متفاوتی دارد که مطالعه آن را توجيه میکند.
جهت ديگری هم وجود دارد: گاهی موضوع در ايران اصلا کار نشده، اما در منابع خارجی بارها در جوامع غربی مطالعه شده است. در اين صورت، انتقال موضوع به بافت فرهنگی ايران خود میتواند يک نوآوری باشد، به شرط اينکه فقط کپیکاری نکنيد و واقعا به تفاوتهای فرهنگی، ارزشی، سازمانی و اجتماعی توجه کنيد. در اينجا نقش نگاه انسانی و درک بافت بسيار مهم است؛ چون هيچ ابزار خودکاری نمیتواند برای شما تشخيص دهد که آيا اين تفاوت فرهنگی آنقدر مهم هست که پژوهش شما را جديد کند يا نه.
گام هفتم: تغيير زاويه نگاه؛ نو کردن موضوعهای ظاهرا تکراری
گاهی شما واقعا به يک حوزه خاص علاقه داريد، اما میبينيد تقريبا همه روابط اصلی بين متغيرهای آن قبلا بررسی شده است. در اينجا به جای آنکه کل حوزه را رها کنيد، میتوانيد زاويه نگاه خود را تغيير دهيد. به جای اينکه مثلا فقط «رابطه دو متغير» را بسنجيد، میتوانيد به سراغ متغيرهای ميانجی يا تعديلگر برويد. میتوانيد به جای سوال «آيا اين دو متغير با هم رابطه دارند؟» بپرسيد «اين رابطه تحت چه شرايطی قویتر يا ضعيفتر میشود؟» يا «چه عاملی باعث میشود اين رابطه به پيامد خاصی منجر شود؟».
در پژوهشهای جديد، تمرکز بيشتری روی مدلهای پيچيدهتر ديده میشود؛ مدلهايی که همزمان چند مسير را بررسی میکنند. اما اين پيچيدگی صرفا اضافه کردن متغير برای شلوغ کردن مدل نيست. بايد برای هر متغير جديدی که وارد میکنيد، پشتوانه نظری و منطقی داشته باشيد. اينجا نقش خواندن دقيق ادبيات تحقيق و درک شکافهای واقعی پژوهشهای قبلی پررنگ میشود.
گام هشتم: تفاوت واقعی ميان روشهای تحقيق؛ وقتی تغيير روش میتواند موضوع را جديد کند
يک نکتهای که کمتر به آن توجه میشود اين است که تغيير روش تحقيق میتواند يک موضوع ظاهرا تکراری را به پژوهشی جديد تبديل کند. اگر رابطه بين دو متغير تا امروز فقط با پرسشنامه و روش کمی بررسی شده، ممکن است بررسی همان موضوع با روش کيفی (مصاحبه عميق، تحليل محتوا، مطالعه موردی) ابعاد تازهای را نشان دهد که در پژوهشهای قبلی ديده نشده است. برعکس، موضوعی که در يک مطالعه کيفی بررسی شده، اگر با يک طراحی کمی قوی، نمونهگيری دقيق و تحليل آماری پيشرفته اجرا شود، میتواند سهم جديدی ارائه کند.
البته تغيير روش نبايد فقط يک برچسب باشد؛ بلکه بايد هدف آن روشن باشد. مثلا اگر میخواهيد از روش کيفی استفاده کنيد، بايد بتوانيد نشان بدهيد که چرا درک عميق تجربه افراد در اين موضوع مهم است و چرا روش کمی به تنهايی کافی نيست. اين نوع تصميمها صرفا با هوش مصنوعی يا جستوجوی ماشينی قابل گرفتن نيست؛ بايد با دانش نظری، شناخت محدوديتهای روشها و تحليل انسانی همراه شود.
نقش هوش مصنوعی در بررسی موضوع؛ ابزار کمکی، نه تصميمگيرنده
امروز ابزارهای هوش مصنوعی در بسياری از حوزهها وارد شدهاند و در بحث موضوع پایان نامه هم میتوانند به شما کمک کنند. مثلا میتوانید از يک مدل زبانی بخواهيد برای شما ترکيبی از کلمات کليدی مرتبط با موضوعتان را پيشنهاد کند، يا فهرستی از محورهای پژوهشي نزديک به آن موضوع ارائه دهد، يا چند ايده نزديک اما متفاوت برای بازطراحی موضوع بدهد. میتوانید از آن بخواهيد که چند عنوان پژوهش مشابه را شبيهسازی کند تا ذهن شما به سمت الگوهای متداول در آن حوزه باز شود.
اما يک نکته بسيار مهم وجود دارد: هوش مصنوعی به خودی خود نمیفهمد در دانشگاه شما چه چيزی تکراری است و چه چيزی جديد. اين ابزارها به همه پایان نامه های ايران دسترسی ندارند، نميتوانند به ايرانداک وصل شوند، و نمیتوانند مثل يک استادی با تجربه تشخيص بدهند که دو موضوع از نظر علمی چقدر نزديک به هم هستند. همچنين ممکن است اطلاعات ناقص يا حتی نادرست ارائه دهند. بنابراين استفاده از هوش مصنوعی در بهترين حالت يک کمک برای توسعه ايدهها، تنظيم کلمات کليدی و ساختن نقشه ذهنی از موضوع است، نه مرجع نهايی برای تشخيص تکراری نبودن. اين بحث را میتوان تحت عنوان انتخاب موضوع پایاننامه با هوش مصنوعی: کمکیار یا محدودیت؟ خلاصه کرد.
در نهايت، اين انسان است که بايد با خواندن، مقايسه کردن، فکر کردن و مشورت با استاد، به نتيجه برسد. اگر به هوش مصنوعی به چشم يک ميانبر کامل نگاه کنيد، احتمال دارد سراغ موضوعی برويد که از نظر بدنه علمی شما يا گروه آموزشی، کاملا تکراری است.

گام آخر: جمعبندی انسانی، مشورت حرفهای و تصميم نهايی
بعد از اينکه همه اين مرحلهها را طی کرديد – از شفاف کردن موضوع در ذهن خودتان، جستوجو در ايرانداک و مقالات داخلی، بررسی منابع خارجی، تحليل متغيرها و مدل، ارزيابی جامعه آماری، بررسی روش تحقيق و زاويه نگاه – حالا نوبت به يک جمعبندی انسانی میرسد. در اين مرحله بهتر است چند سوال ساده از خودتان بپرسيد:
- اگر بخواهم در يک جمله بگويم سهم جديد کار من نسبت به پژوهشهای قبلی چيست، چه میگويم؟
- اگر يک داور سختگير عنوان و چکيده کار من را در کنار چند پژوهش مشابه قرار دهد، آيا احساس میکند اين کار تکرار است يا گسترش؟
- آيا پژوهش من به پرسشی پاسخ میدهد که در کارهای قبلی يا بیجواب مانده يا به شکل ناقص بررسی شده؟
- آيا میتوانم برای تفاوتهای کارم مثال روشن بزنم، نه فقط جملات کلی مثل «در ايران انجام نشده» يا «در جامعه معلمان کار نشده»؟
اگر پاسخهای شما مبهم است، احتمالا هنوز موضوع به حد کافی جا نيفتاده است و نياز به بازنگری دارد. در اين مرحله مشورت با يک فرد باتجربه، چه استاد راهنما و چه يک مشاور پژوهشی حرفهای، میتواند بسيار تعيين کننده باشد. چون فردی که سالها در يک حوزه کار کرده، به محض شنيدن موضوع شما دهها نمونه مشابه يا متفاوت را در ذهن مرور میکند و میتواند سريعتر به شما بگويد کجا بايد دقيقتر شويد يا چه بخشی را تغيير دهيد.
چگونه خدمات تخصصی میتواند ريسک تکراری بودن موضوع را کاهش دهد؟
با وجود همه مسيری که گفته شد، کاملا طبيعی است که بسياری از دانشجوها وقت، حوصله يا تجربه کافی برای اين حجم از جستوجو، تحليل و مقايسه را نداشته باشند. مخصوصا اگر شاغل باشند، يا همزمان درگير چند درس ديگر، يا با قواعد پايگاههای اطلاعاتی و ادبيات پژوهشی حوزه خود به طور کامل آشنا نباشند. در اين نقطه است که استفاده از يک تيم همراه میتواند تفاوت زيادی ايجاد کند.
در خدمات موسسه ماهان استادی، مساله «تکراری نبودن موضوع پایان نامه» جدی گرفته میشود. تلفيق نگاه سيستمی به جستوجوی منابع (ايرانداک، پايگاههای مقالات، منابع خارجی) با تجربه انسانی مشاورانی که سالها با موضوعهای متعدد در رشتههای مختلف سر و کار داشتهاند، کمک میکند دانشجو قبل از ارائه پروپوزال به گروه آموزشی، تصوير روشنی از وضعيت موضوع خود داشته باشد. اين خدمات به شما نشان میدهند ویژگیهای کلیدی بهترین موسسه انجام پایان نامه مدیریت چیست؛ یعنی تخصص، سابقه و تعهد به نوآوری.
در اين نوع خدمات، موضوع فقط از روی عنوان بررسی نمیشود؛ ساختار آن از منظر متغيرها، مدل، جامعه، روش و زمان بررسی میشود و در صورت نياز، پيشنهادهايی برای اصلاح، تکميل يا بازطراحی موضوع مطرح میشود تا هم نوآوری علمی حفظ شود و هم موضوع از نظر عملی برای اجرا قابل مديريت باقی بماند. تمام این فرآیندها در مراحل سفارش پایان نامه از انتخاب موضوع تا دفاع توسط ماهان استادی حمایت میشود.
اگر در مرحله انتخاب موضوع پایان نامه يا پالايش موضوع هستيد و نمیخواهيد بعد از چند ماه کار بفهميد که موضوع پایان نامه شما تکراری بوده، میتوانید از مشاوره موضوع، جستوجوی پيشينه، طراحی مدل مفهومی و بازبينی پروپوزال در چارچوب خدمات ماهان استادی استفاده کنيد. در اين فرآيند، نقش دانشجو حذف نمیشود؛ بلکه با همراهی يک تيم باتجربه، مسير انتخاب موضوع، دقيقتر، مطمئنتر و کمريسکتر پيش میرود و اين همان چيزی است که برای يک شروع محکم در پایان نامه به آن نياز داريد.
